اسقاط قریبالوقوع یا توهم سیاسی؟ راز پنهان پشت ترویج سقوط جمهوری اسلامی در واشنگتن

به گزارش از سردبیر رسانه الو فایل
بازیهای روانی در آستانهی درگیری نظامی
در ماههای حساس و پرتنش منتهی به حملهی احتمالی یا واقعی نیروهای نظامی اسرائیل و ایالات متحده به ایران، پرسشی بنیادین و کمتر بررسیشده همواره در لایههای پنهان سیاستهای کلان مطرح بوده است: چه کسانی و با چه انگیزهای، انگارهی «سقوط قریبالوقوع نظام جمهوری اسلامی ایران» را در محافل تصمیمگیرندهی آمریکا و حتی در میان بخشی از افکار عمومی داخل و دیاسپورا ترویج دادند؟ این پرسش تنها یک بحث تئوریک نیست، بلکه کلید کالبدشکافی استراتژیهای جنگ نرم و سخت علیه ایران است.
تحلیل انگیزههای پشتصحنهی پیشبینیهای نادرست
بررسی دقیق اسناد و گزارشهای منتشر شده نشان میدهد که ترویج این روایت، لزوماً بازتابدهندهی واقعیتهای میدانی نبوده، بلکه ابزاری برای توجیهسازی مداخلات نظامی و فشارهای اقتصادی بوده است. فعالان سیاسی و برخی تحلیلگران غربی با ایجاد انتظارات کاذب از فروپاشی داخلی، سعی در عادیسازی هرگونه اقدام نظامی داشتند. این سناریوپردازیها نه تنها باعث سردرگمی افکار عمومی شد، بلکه تمرکز را از چالشهای واقعی ژئوپلیتیک منحرف کرد و بهانهای برای مداخلات بیشتر فراهم آورد.
تأثیرات بلندمدت بر دیپلماسی و امنیت ملی ایران
پیامد این بازیهای روانی فراتر از یک خطای محاسباتی ساده است؛ این رویکرد باعث شده تا دیپلماسی ایران در سطح بینالمللی با چالشهای غیرقابل پیشبینیتری روبرو شود. وقتی تصمیمگیران آمریکایی بر اساس توهماتی عمل کنند که در آنها «سقوط» را قطعی میدانند، هیچ انگیزهای برای مذاکرهی سازنده یا کاهش تنشها باقی نمیماند. بنابراین، شفافسازی ریشههای این گفتمان، نه تنها برای درک بهتر تحولات اخیر ایران ضروری است، بلکه راهگشای استراتژیهای جدید برای مقابله با جنگ ترکیبی علیه منافع ملی خواهد بود.




