از سونوگرافی تا الاستوگرافی؛ چگونه تصویربرداری اولتراسوند به ارزیابی دقیقتر بافتها کمک میکند؟
سونوگرافی سالهاست بهعنوان یکی از روشهای پرکاربرد تصویربرداری پزشکی شناخته میشود؛ روشی که بدون استفاده از اشعه یونیزان، امکان مشاهده بسیاری از ساختارهای بدن را فراهم میکند. با این حال، اطلاعاتی که از یک تصویر معمول سونوگرافی به دست میآید، همیشه تمام ویژگیهای یک بافت را نشان نمیدهد. ممکن است دو ناحیه از نظر ظاهر تصویری شباهت داشته باشند، اما از نظر ویژگیهای مکانیکی و میزان سفتی تفاوت قابلتوجهی داشته باشند.
همین مسئله باعث شده فناوریهای مکمل در کنار تصویربرداری معمول اولتراسوند توسعه پیدا کنند. الاستوگرافی یکی از این فناوریهاست که با بررسی ویژگیهای مکانیکی بافت، اطلاعاتی متفاوت از آنچه در تصویر آناتومیک معمول دیده میشود در اختیار پزشک قرار میدهد. در میان روشهای مختلف، الاستوگرافی موج برشی یا Shear Wave Elastography جایگاه ویژهای در تصویربرداری اولتراسوند پیدا کرده است.
امروزه سیستمهایی مانند AIXPLORER تلاش میکنند تصویربرداری معمول اولتراسوند را با فناوریهای پیشرفته اندازهگیری سفتی بافت ترکیب کنند. در نتیجه، پزشک میتواند علاوه بر مشاهده ساختار بافت، اطلاعات کمی و تصویری مرتبط با ویژگیهای مکانیکی آن را نیز بررسی کند. این ترکیب، مسیر تصویربرداری اولتراسوند را از یک تصویر صرفاً آناتومیک به سمت تصویربرداری چندپارامتری گستردهتر میکند.
سونوگرافی چگونه تصویر ایجاد میکند؟
سونوگرافی پزشکی بر پایه ارسال و دریافت امواج صوتی با فرکانس بالا انجام میشود. دستگاه از طریق پروب، امواج اولتراسوند را به سمت بافت مورد نظر میفرستد. این امواج هنگام عبور از ساختارهای مختلف بدن با تغییراتی در سرعت و میزان بازتاب مواجه میشوند. دستگاه با دریافت سیگنالهای برگشتی و پردازش آنها، تصویری از ساختار مورد بررسی ایجاد میکند.
در تصویربرداری متداول، یکی از مهمترین حالتها B-mode است. در این حالت، تفاوت ویژگیهای آکوستیکی بافتها به ایجاد تصویر کمک میکند. میزان بازتاب امواج، اکوی بافت، تضعیف سیگنال و سایر مشخصات صوتی در شکلگیری تصویر نقش دارند. به همین دلیل، سونوگرافی میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره شکل، اندازه، حدود و ساختار بسیاری از بافتها در اختیار پزشک قرار دهد.
مزیت مهم این روش، ماهیت غیرتهاجمی و بدون استفاده از اشعه یونیزان آن است. به همین دلیل، سونوگرافی در حوزههای مختلف پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد و بسته به اندام مورد بررسی، پروب و تنظیمات دستگاه میتوان از روشهای متنوع تصویربرداری بهره گرفت.
با وجود این قابلیتها، تصویر معمول سونوگرافی اساساً اطلاعات مربوط به ویژگیهای آکوستیکی و ساختاری بافت را نمایش میدهد. این موضوع یک پرسش مهم ایجاد میکند: اگر یک بافت از نظر ظاهر سونوگرافیک تغییر چندانی نداشته باشد، آیا میتوان ویژگی دیگری از آن را نیز اندازهگیری کرد؟
پاسخ این پرسش تا حد زیادی در توسعه فناوری الاستوگرافی اولتراسوند دیده میشود.

چرا تصویر سونوگرافی همیشه برای ارزیابی بافت کافی نیست؟
هر تصویربرداری پزشکی اطلاعات مشخصی را در اختیار پزشک قرار میدهد و طبیعتاً هیچ روش تصویربرداری را نمیتوان صرفاً بر اساس یک ویژگی برای تمام کاربردها کافی دانست. در سونوگرافی معمول، تمرکز اصلی بر تفاوتهای آکوستیکی و ساختاری بافتهاست. اما ویژگی مکانیکی نیز میتواند بخشی از اطلاعات مورد نیاز برای ارزیابی یک بافت باشد.
برای مثال، بافتهای نرم بدن ممکن است از نظر میزان انعکاس امواج اولتراسوند شباهتهایی داشته باشند، اما ویژگیهای مکانیکی متفاوتی داشته باشند. راهنماهای WFUMB نیز تفاوت میان تصویربرداری آناتومیک اولتراسوند و تصویربرداری الاستیک را بر همین اساس توضیح میدهند؛ در حالی که تصویر معمول بیشتر تفاوتهای آکوستیکی را نشان میدهد، الاستوگرافی میتواند تفاوتهای مرتبط با خاصیت کشسانی و ویژگیهای مکانیکی بافت را آشکار کند.
این تفاوت بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که پزشک علاوه بر مشاهده یک ساختار، به دنبال اطلاعات کمی یا کیفی درباره سفتی آن باشد. در چنین شرایطی، الاستوگرافی میتواند اطلاعات مکملی در کنار تصویر معمول ارائه کند. بنابراین، هدف از توسعه این فناوری حذف سونوگرافی معمول نیست؛ بلکه اضافه کردن یک لایه اطلاعاتی دیگر به فرآیند تصویربرداری است.
الاستوگرافی چیست و چه تفاوتی با سونوگرافی معمولی دارد؟
الاستوگرافی مجموعهای از روشهای تصویربرداری و اندازهگیری است که تلاش میکنند اطلاعاتی درباره ویژگیهای مکانیکی بافت، بهخصوص میزان سفتی یا تغییر شکلپذیری آن، ارائه دهند. تفاوت الاستوگرافی و سونوگرافی در نحوه استخراج داده از بافت بدن است.
ایده اصلی نسبتاً ساده است: وقتی یک نیروی مکانیکی به بافت وارد میشود، بافت بر اساس ویژگیهای فیزیکی خود واکنش نشان میدهد. نحوه تغییر شکل یا حرکت ایجادشده میتواند اطلاعاتی درباره ویژگیهای مکانیکی آن فراهم کند.
در روشهای مختلف الاستوگرافی، نحوه ایجاد تحریک مکانیکی و نحوه اندازهگیری پاسخ بافت متفاوت است. دو گروه شناختهشده شامل Strain Elastography و Shear Wave Elastography هستند. در روشهای فشاری یا Strain، تغییر شکل بافت در اثر فشار مورد بررسی قرار میگیرد؛ در حالی که در روشهای موج برشی، انتشار موج برشی در بافت اندازهگیری میشود.

الاستوگرافی چگونه سفتی بافت را بررسی میکند؟
در سادهترین بیان، الاستوگرافی به جای اینکه تنها بپرسد «بافت چه شکلی دارد؟»، اطلاعات بیشتری درباره این موضوع فراهم میکند که «بافت در برابر یک تحریک مکانیکی چگونه رفتار میکند؟»
در روشهای موج برشی، انرژی اولتراسوند باعث ایجاد امواج برشی در بافت میشود و سیستم با ردیابی انتشار این امواج، اطلاعاتی درباره سرعت آنها به دست میآورد. سرعت انتشار موج برشی با ویژگیهای مکانیکی بافت ارتباط دارد و سیستم میتواند این اطلاعات را به شکل نقشه تصویری یا مقادیر عددی نمایش دهد.
به همین دلیل در برخی سیستمها، پزشک میتواند علاوه بر مشاهده یک تصویر رنگی از توزیع سفتی، مقدار اندازهگیریشده را نیز در ناحیه مورد نظر بررسی کند.
الاستوگرافی فشاری و الاستوگرافی موج برشی
در Strain Elastography معمولاً تغییر شکل بافت در پاسخ به فشار بررسی میشود. در این روش، نحوه اعمال فشار و کیفیت اجرای تصویربرداری اهمیت زیادی دارد.
در مقابل، Shear Wave Elastography بر پایه تولید و ردیابی امواج برشی است. یکی از مزیتهای مهم این روش، امکان ارائه اندازهگیری کمی است؛ موضوعی که باعث شده در بسیاری از کاربردهای بالینی و پژوهشی مورد توجه قرار گیرد.
البته عدد حاصل از الاستوگرافی را نباید به صورت مستقل و بدون توجه به شرایط تصویربرداری تفسیر کرد. نوع بافت، عمق، محل اندازهگیری، پروب، تنظیمات دستگاه و نحوه انجام بررسی میتوانند بر نتیجه تأثیر داشته باشند.
اطلاعات کیفی و کمی در الاستوگرافی
یکی از تفاوتهای مهم سیستمهای پیشرفته الاستوگرافی با تصویربرداری صرفاً کیفی، امکان ارائه اطلاعات عددی است. در بسیاری از سیستمهای Shear Wave، سرعت موج یا شاخصهای مرتبط با سفتی در واحدهایی مانند متر بر ثانیه یا کیلوپاسکال گزارش میشوند.
در کنار مقدار عددی، نقشه رنگی نیز میتواند توزیع نسبی ویژگی مکانیکی بافت را قابل مشاهدهتر کند. این ترکیب از تصویر، نقشه و عدد به پزشک کمک میکند اطلاعات حاصل از تصویربرداری را در چارچوب مناسب بررسی کند. با این حال، معیارهای اندازهگیری و محدودههای قابل تفسیر به نوع بافت و کاربرد بالینی وابستهاند و نباید یک مقدار ثابت را برای همه اندامها تعمیم داد.
الاستوگرافی موج برشی چیست و چه اطلاعاتی ارائه میدهد؟
Shear Wave Elastography یا SWE یکی از روشهای مهم الاستوگرافی اولتراسوند است. در این فناوری، موج برشی در بافت ایجاد میشود و حرکت آن توسط سیستم اولتراسوند دنبال میشود.
در محیطهای با ویژگیهای مکانیکی متفاوت، سرعت انتشار موج برشی نیز میتواند متفاوت باشد. دستگاه با تحلیل این حرکت، اطلاعات مربوط به سفتی بافت را استخراج میکند. این اطلاعات ممکن است به شکل نقشه رنگی، سرعت موج یا پارامترهای کمی مرتبط با الاستیسیته نمایش داده شود. اصول فیزیکی این روش در راهنماهای تخصصی الاستوگرافی نیز تشریح شده است.
یکی از ویژگیهای قابل توجه SWE این است که اطلاعات حاصل از آن میتواند در کنار B-mode قرار بگیرد. به این ترتیب، پزشک میتواند محل مورد نظر را ابتدا در تصویر آناتومیک مشخص کند و سپس اطلاعات مربوط به ویژگی مکانیکی همان ناحیه را بررسی کند.
این موضوع در کاربردهایی مانند ارزیابی کبد اهمیت ویژهای پیدا کرده است. راهنمای بهروزشده WFUMB در سال ۲۰۲۴ نیز نقش الاستوگرافی موج برشی را در ارزیابی بیماریهای مزمن کبد و بررسی سفتی کبد و طحال مورد بحث قرار داده است.
البته استفاده از SWE محدود به کبد نیست. مطالعات و راهنماهای تخصصی کاربردهای مختلفی را برای الاستوگرافی در زمینههایی مانند پستان، تیروئید، پروستات و سیستم عضلانیاسکلتی بررسی کردهاند.
دستگاه AIXPLORER چیست؟
AIXPLORER یکی از سیستمهای شناختهشده اولتراسوند است که با رویکردی مبتنی بر تصویربرداری فوقسریع و فناوری ShearWave Elastography توسعه پیدا کرده است. در منابع علمی، دستگاه AIXPLORER بهعنوان یکی از سیستمهایی که برای تصویربرداری B-mode و الاستوگرافی موج برشی مورد استفاده قرار گرفته، معرفی شده است.
فلسفه طراحی این سیستم را میتوان در ترکیب چند نوع اطلاعات تصویری خلاصه کرد: تصویربرداری معمول اولتراسوند برای مشاهده ساختار، فناوریهای تصویربرداری سریع برای پردازش اطلاعات و ShearWave Elastography برای ارزیابی ویژگیهای مکانیکی بافت.
این ترکیب باعث میشود AIXPLORER صرفاً یک سیستم برای ایجاد تصویر خاکستری معمولی نباشد، بلکه بستری برای استفاده از روشهای پیشرفتهتر تصویربرداری اولتراسوند فراهم کند.

AIXPLORER و ترکیب سونوگرافی با الاستوگرافی
در یک بررسی معمول سونوگرافیک، پزشک ابتدا ساختار مورد نظر را روی تصویر مشاهده میکند. در صورت استفاده از الاستوگرافی موج برشی، همین ناحیه میتواند از نظر ویژگیهای مکانیکی نیز ارزیابی شود.
این ارتباط میان تصویر آناتومیک و اطلاعات الاستیک، یکی از نقاط مهم در کاربرد سیستمهای پیشرفته است. به بیان ساده، پزشک به جای اینکه دو اطلاعات کاملاً جدا از هم داشته باشد، میتواند ساختار و ویژگی مکانیکی را در یک فرآیند تصویربرداری مرتبط بررسی کند.
در منابع مربوط به فناوری SuperSonic Imagine، UltraFast بهعنوان فناوری پایهای معرفی شده که امکان تصویربرداری سریع و ترکیب حالتهای مختلف از جمله B-mode و ShearWave را فراهم میکند.
فناوری ShearWave Elastography در AIXPLORER
در AIXPLORER، فناوری ShearWave Elastography برای تولید اطلاعات مربوط به سفتی بافت به کار گرفته شده است. منابع علمی متعددی نیز استفاده از این سیستم را در مطالعات مربوط به SWE گزارش کردهاند.
در این فرآیند، دستگاه موج برشی ایجادشده در بافت را با تصویربرداری فوقسریع دنبال میکند. سرعت انتشار این موج میتواند به اطلاعاتی درباره ویژگیهای مکانیکی بافت تبدیل شود.
یکی از مطالعات فنی انجامشده با AIXPLORER نیز از همین ترکیب تصویربرداری B-mode و SWE برای ثبت تصویر ساختاری و نقشههای سفتی استفاده کرده است.
تصویر آناتومیک در کنار اطلاعات الاستیسیته
یکی از نکات مهم در تصویربرداری پیشرفته این است که اطلاعات عددی نباید از زمینه آناتومیک جدا شوند. یک عدد مربوط به سفتی زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که پزشک بداند این اندازهگیری دقیقاً از چه ناحیهای، با چه شرایطی و در چه بافتی انجام شده است.
به همین دلیل، ترکیب تصویر B-mode با نقشه الاستوگرافی میتواند فرآیند بررسی را منسجمتر کند. در چنین حالتی، ساختار بافت و ویژگی مکانیکی آن در یک چارچوب تصویری قابل مشاهده هستند.
AIXPLORER در چه حوزههایی از تصویربرداری کاربرد دارد؟
کاربردهای الاستوگرافی وابسته به اندام و سؤال بالینی هستند. بنابراین نمیتوان گفت هر اندازهگیری الاستوگرافی برای تمام بیماران و تمام بافتها به یک شکل قابل تفسیر است. دستگاه aixplorer حالتهای مختلفی برای تصویر برداری پزشکی ارائه میدهد.
با این حال، پژوهشهای بالینی و راهنماهای تخصصی استفاده از مدهای تصویربرداری aixplorer را در حوزههای متعددی بررسی کردهاند.
بررسی کبد و ارزیابی سفتی بافت
کبد یکی از شناختهشدهترین حوزههای کاربرد الاستوگرافی است. در بیماریهای مزمن کبدی، تغییرات بافتی میتوانند با تغییر ویژگیهای مکانیکی همراه باشند و اندازهگیری سفتی کبد میتواند بخشی از ارزیابی غیرتهاجمی بیمار باشد.
راهنمای WFUMB در سال ۲۰۲۴ نقش SWE را در ارزیابی فیبروز و برخی جنبههای بیماری مزمن کبد بررسی کرده و در کنار مزایا، محدودیتها و اصول تفسیر اندازهگیریها را نیز مورد توجه قرار داده است.
بنابراین، استفاده از الاستوگرافی کبد به معنای جایگزینی تمام روشهای تشخیصی نیست؛ بلکه این فناوری میتواند بخشی از مجموعه اطلاعات مورد نیاز پزشک باشد.
تصویربرداری پستان
الاستوگرافی پستان یکی دیگر از زمینههایی است که مطالعات متعددی درباره آن انجام شده است. در این کاربرد، اطلاعات مربوط به سفتی میتواند در کنار یافتههای سونوگرافی و سایر روشهای تصویربرداری بررسی شود.
راهنمای WFUMB درباره الاستوگرافی پستان نیز روشهای Strain و Shear Wave را بررسی کرده و بر اهمیت تکنیک مناسب تصویربرداری و تفسیر صحیح نتایج تأکید دارد.
تیروئید و بافتهای سطحی
تیروئید به دلیل موقعیت آناتومیک و قابلیت دسترسی با پروبهای اولتراسوند، از دیگر زمینههای مورد توجه در الاستوگرافی است. در این حوزه نیز هدف اصلی، افزودن اطلاعات مرتبط با ویژگی مکانیکی بافت به اطلاعات حاصل از سونوگرافی معمول است.
راهنمای اختصاصی WFUMB درباره الاستوگرافی تیروئید، روشهای مختلف از جمله Shear Wave و Strain را در زمینه بیماریهای تیروئید بررسی کرده است.
عضلات، تاندونها و ساختارهای اسکلتیعضلانی
در تصویربرداری اسکلتیعضلانی، ویژگیهای مکانیکی بافتهایی مانند عضلات و تاندونها میتواند اهمیت داشته باشد. مطالعات مختلف استفاده از الاستوگرافی موج برشی را برای بررسی این ساختارها مورد مطالعه قرار دادهاند.
با این حال، در این حوزه نیز عوامل تکنیکی مانند زاویه پروب، وضعیت بافت، محل ROI و نحوه اعمال شرایط تصویربرداری میتوانند روی اندازهگیری تأثیر داشته باشند. به همین دلیل، استانداردسازی روش انجام بررسی اهمیت زیادی دارد.

چه تفاوتی میان سونوگرافی معمولی و تصویربرداری با الاستوگرافی وجود دارد؟
سونوگرافی معمولی و الاستوگرافی را بهتر است دو روش مکمل در نظر گرفت، نه دو فناوری کاملاً رقیب.
در سونوگرافی معمول، اطلاعات مربوط به ساختار و ویژگیهای آکوستیکی بافت نقش اصلی را دارند. پزشک از این تصاویر برای بررسی شکل، اندازه، حدود، اکوی بافت و سایر ویژگیهای قابل مشاهده استفاده میکند.
الاستوگرافی یک لایه اطلاعاتی دیگر اضافه میکند. این فناوری به بررسی ویژگیهای مکانیکی بافت میپردازد و در روشهای موج برشی میتواند اندازهگیریهایی مرتبط با سرعت انتشار موج و سفتی ایجاد کند.
در نتیجه، میتوان این تفاوت را چنین خلاصه کرد:
سونوگرافی: «ساختار بافت چگونه دیده میشود؟»
الاستوگرافی: «ویژگی مکانیکی بافت چگونه اندازهگیری میشود؟»
سیستمهایی مانند AIXPLORER: «چگونه میتوان این اطلاعات را در یک فرآیند تصویربرداری پیشرفته کنار یکدیگر قرار داد؟»
این نگاه کمک میکند جایگاه الاستوگرافی دقیقتر درک شود. این فناوری قرار نیست تصویر معمول اولتراسوند را حذف کند؛ بلکه میتواند اطلاعاتی مکمل به آن اضافه کند.
هنگام تفسیر نتایج الاستوگرافی به چه نکاتی باید توجه کرد؟
یکی از نکات مهم درباره الاستوگرافی این است که عدد بهدستآمده از دستگاه نباید جدا از روش انجام تصویربرداری تفسیر شود.
حتی زمانی که یک سیستم قابلیت اندازهگیری کمی دارد، کیفیت نتیجه به شرایط انجام بررسی وابسته است. محل قرارگیری ROI، عمق اندازهگیری، انتخاب پروب، وضعیت بیمار، ویژگی بافت و تکنیک کاربر میتوانند در نتیجه نقش داشته باشند.
مطالعات مربوط به تکرارپذیری SWE نیز نشان دادهاند که نتایج میتوانند بسته به دستگاه، پروب، شرایط اندازهگیری و نوع نمونه متفاوت باشند. بنابراین، تفسیر حرفهای باید با توجه به پروتکل و زمینه بالینی انجام شود.
محل ROI چه اهمیتی دارد؟
ROI یا ناحیه مورد اندازهگیری باید با دقت انتخاب شود. اگر ناحیه انتخابشده با ساختار دیگری تداخل داشته باشد یا نماینده مناسبی از بافت مورد نظر نباشد، عدد بهدستآمده ممکن است تصویر دقیقی از هدف بررسی ارائه نکند.
در نتیجه، صرفاً داشتن یک مقدار عددی به معنای کافی بودن اطلاعات نیست. محل و شرایط ایجاد آن مقدار نیز اهمیت دارند.
عمق و نوع بافت
ویژگیهای مکانیکی بافتها یکسان نیستند و شرایط تصویربرداری در عمقهای مختلف نیز میتواند متفاوت باشد. به همین دلیل، نمیتوان یک محدوده عددی را بدون توجه به اندام، دستگاه، پروتکل و کاربرد بالینی برای تمام اندازهگیریها استفاده کرد.
این مسئله یکی از دلایلی است که باعث شده راهنماهای تخصصی، علاوه بر خود فناوری، بر نحوه انجام و تفسیر الاستوگرافی نیز تأکید کنند.
آیا الاستوگرافی جایگزین سونوگرافی است؟
خیر. بهتر است الاستوگرافی را بهعنوان یک فناوری مکمل در کنار تصویربرداری اولتراسوند در نظر گرفت.
سونوگرافی معمول همچنان اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار و ویژگیهای آکوستیکی بافت ارائه میدهد. الاستوگرافی نیز میتواند اطلاعات مربوط به ویژگیهای مکانیکی را به این مجموعه اضافه کند.
به همین دلیل، در یک سیستم پیشرفته مانند AIXPLORER، ارزش فناوری دقیقاً در کنار هم قرار گرفتن این اطلاعات است. پزشک میتواند ساختار مورد نظر را در تصویر معمول مشاهده کرده و در صورت مناسب بودن کاربرد، ویژگی مکانیکی آن را نیز با روش الاستوگرافی بررسی کند.
این موضوع در کاربردهای مختلف از کبد و پستان گرفته تا تیروئید و ساختارهای عضلانیاسکلتی مورد مطالعه قرار گرفته است.
چرا انتخاب دستگاه مناسب در تصویربرداری پزشکی اهمیت دارد؟
در تصویربرداری پزشکی، انتخاب دستگاه تنها به کیفیت ظاهری تصویر محدود نمیشود. نوع فناوری مورد استفاده، امکانات نرمافزاری، پروبها، حالتهای تصویربرداری و قابلیت اندازهگیری کمی نیز میتوانند اهمیت داشته باشند.
در کاربرد الاستوگرافی، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا دستگاه باید بتواند علاوه بر تولید تصویر مناسب، اطلاعات مرتبط با حرکت موج برشی یا تغییر شکل بافت را نیز ثبت و پردازش کند.
همچنین محیط بالینی هر مرکز متفاوت است. دستگاهی که برای یک مرکز با تمرکز بر تصویربرداری عمومی مناسب است، ممکن است از نظر قابلیتهای مورد نیاز با مرکزی که به شکل تخصصی روی تصویربرداری پستان، کبد یا اسکلتیعضلانی فعالیت میکند، شرایط یکسانی نداشته باشد.
بنابراین، هنگام ارزیابی یک سیستم تصویربرداری پیشرفته باید مجموعهای از عوامل فنی و کاربردی در کنار یکدیگر بررسی شوند.
AIXPLORER چگونه جایگاه خود را در تصویربرداری پیشرفته پیدا کرده است؟
AIXPLORER از جمله سیستمهایی است که توسعه آن با تمرکز بر تصویربرداری فوقسریع و الاستوگرافی موج برشی شناخته میشود. منابع علمی از این سیستم در مطالعات مختلف SWE استفاده کردهاند و فناوریهای آن در پژوهشهای تصویربرداری پزشکی مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از ویژگیهای مهم این پلتفرم، ترکیب تصویربرداری معمول اولتراسوند با فناوریهای مبتنی بر موج برشی است. شرکت SuperSonic Imagine نیز UltraFast را بهعنوان یکی از فناوریهای اصلی خود معرفی کرده و کاربرد آن را در ترکیب تصویربرداری B-mode، ShearWave و سایر روشهای تصویربرداری توضیح داده است.
این ساختار باعث شده AIXPLORER در ادبیات علمی مربوط به الاستوگرافی، تصویربرداری پستان، کبد، تیروئید، عروق و حتی برخی کاربردهای پژوهشی دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
البته حضور یک دستگاه در مطالعات علمی به این معنا نیست که نتایج تمام کاربردها را میتوان بدون توجه به پروتکل و شرایط بیمار تعمیم داد. در تصویربرداری پزشکی، دستگاه، تکنیک تصویربرداری، مهارت کاربر و زمینه بالینی همگی در تفسیر نتیجه اهمیت دارند.
از سوی دیگر، توسعه فناوریهای جدید در خانواده محصولات SuperSonic Imagine ادامه پیدا کرده است و نسلهای جدیدتر این پلتفرم امکانات بیشتری در حوزه تصویربرداری چندپارامتری ارائه کردهاند.
از تصویر آناتومیک تا شناخت ویژگیهای مکانیکی بافت
مسیر توسعه تصویربرداری اولتراسوند را میتوان تا حدی به حرکت از «تصویر» به سمت «اطلاعات بیشتر از بافت» توصیف کرد. سونوگرافی معمول امکان مشاهده ساختار را فراهم میکند؛ الاستوگرافی اطلاعاتی درباره ویژگیهای مکانیکی اضافه میکند و فناوریهایی مانند Shear Wave Elastography امکان اندازهگیری کمی این ویژگیها را فراهم کردهاند.
در این میان، سیستمهایی مانند AIXPLORER نشان میدهند که چگونه میتوان تصویربرداری B-mode و فناوریهای پیشرفته الاستوگرافی را در یک پلتفرم تصویربرداری ترکیب کرد. شواهد علمی و راهنماهای تخصصی نیز نشان میدهند که الاستوگرافی در حوزههای مختلفی از تصویربرداری پزشکی، از کبد و پستان تا تیروئید و سیستم اسکلتیعضلانی، مورد مطالعه قرار گرفته است.
با این حال، مهمترین نکته این است که اطلاعات حاصل از الاستوگرافی در بستر درست تفسیر شود. هیچ عدد یا نقشه رنگی را نمیتوان مستقل از نوع بافت، روش تصویربرداری، شرایط بیمار و یافتههای بالینی تفسیر کرد. هدف فناوریهای پیشرفته تصویربرداری نیز جایگزین کردن قضاوت پزشکی نیست، بلکه فراهم کردن دادههای بیشتر برای رسیدن به ارزیابی دقیقتر است.
برای آشنایی تخصصیتر با فناوریهای تصویربرداری اولتراسوند، نوراوید نیز مطالب آموزشی و تخصصی متعددی درباره سونوگرافی، الاستوگرافی و سیستمهایی مانند AIXPLORER ارائه میکند و میتواند مرجعی برای بررسی دقیقتر عملکرد و کاربرد این فناوریها باشد.